11/26/2008

اعلمی از بایکوت خبری اش توسط رسانه های چپ و راست خبرداد

حاشیه ها و متن سخنرانی اعلمی در دانشگاه صنعتی اصفهان:


حاشیه ها:

در هفته جاری اتفاقات جالبی رخ داد که همه بیانگر میزان پایبندی رسانه های موسوم به اصلاح طلب و اصولگرا به رسالت مطبوعاتی در اطلاع رسانی آزاد و بیطرفی است؛

1-بنا بر دعوت انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی اصفهان در دوم آذر ماه سالجاری برای سومین بار در این دانشگاه حضور یافتم تا پیرامون موضوع پیشنهادی انجمن مذکور مبنی بر "مجلس در راس امور" به ایراد سخن بپردازم.

در بدو ورود به دانشگاه نکته ای که بیش از همه جلب توجه می کرد ،این بود که بجز یک اطلاعیه کوچک که آنهم در تابلوی اعلانات مجاور تالار سخنرانی و همایش های دانشگاه نصب شده بود کوچکترین اثری از اطلاع رسانی در مورد ایراد سخنرانی حقیر در دانشگاه نبود، دست اندرکاران انجمن اظهار می داشتند با وجود اینکه پیش از این برای اطلاع رسانی در مورد سخنرانی آقای عباسی مدعو بسیج دانشجوئی ، در و دیوار دانشگاه مملو از پلاکارد و اعلامیه شده بود ،لیکن مسئولان دانشگاه اجازه ندادند تا در این مورد به نحو مطلوبی اطلاعی رسانی کنیم از اینرو ناگزیر شدیم که خبر آنرا در اطلاعیه های کوچکی در چند نقطه از دانشگاه نصب کنیم ،اما همین اطلاعیه ها نیز توسط عوامل ناشناس معدوم شده است!

بهر روی این سخنرانی در سالن همایش های مملو از جمعیت دانشگاه که تعداد کثیری از آنها سرپا ایستاده بودند برگزار شد و به گفته دوتن از دست اندرکاران انجمن اسلامی استقبال دانشجویان در این مراسم یکی از کم نظیر ترین مراسم هائی بود که تا کنون در این دانشگاه برگزار شده است.

جالبتر از همه با وجود اینکه خبرگزاری ها و مطبوعات حتی از انتشار خبر عطسه برخی از شخصیت ها و از ما بهتران هم دریغ نمی کنند ، اما هیچ یک از آنها کوچکترین خبری از این مراسم با شکوه و مسائل مطرح شده در آن را پوشش ندادند! آقای بهرامیان یکی از اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی مدعی است که با توجه به عدم انعکاس خبر مراسم یاد شده ، خبر آن و متن سخنرانی و پرسش و پاسخ ها هم برای خبرگزاری های ایلنا و ایسنای اصفهان و مرکز ارسال شده است.

2-روز یکشنبه در واپسین لحظات آخرین روز نمایشگاه مطبوعات سری به این نمایشگاه زدم. یکی از گردانندگان غرفه خبرگزاری فارس که خود فرد محترمی است از بنده دعوت کرد تا به غرفه آنها بروم که بدلیل برخورد ناجوانمردانه و غیر اخلاقی این خبرگزاری در انعکاس نادرست سخنرانی زنجان از رفتن به غرفه این خبرگزاری امتناع ورزیدم اما بادعوت آقای عباسی یکی از دست اندرکاران خبرگزاری ایسنا به غرفه این خبرگزاری حضور یافتم ،پس از آنکه مدیر عامل ایسنا هم به ما پیوست با اصرار زیاد از حقیر خواسته شد تا در گفتگوئی با این خبرگزاری شرکت کنم ،با توجه به سابقه عملکرد ایسنا ابتدا از انجام گفتگو با ایسنا هم خودداری می ورزیدم اما در اثر اصرار آنها دعوتشان را اجابت کردم و این گفتگو که پیرامون انتخابات آینده بود بیش از نیم ساعت بطول انجامید، تا این لحظه هنوز گفتگوی مزبور در پایگاه خبری ایسنا منتشر نشده است!!

متن سخنرانی دانشگاه صنعتی اصفهان به شرح زیر بوده است:

متن سخنرانی:

این موضوع (مجلس در راس امور) را در سه بخش نسبتا مجزا مورد بررسی قرار می دهیم:

الف-آیا مجلس باید در راس امور باشد؟

ب-آیا در نظام سیاسی موجود مجلس شورای اسلامی می تواند در راس امور باشد؟

ج-آیا مجلس شورای اسلامی در راس امور است؟

الف-آیا مجلس باید در راس امور باشد؟

نظر باینکه جایگاه مجلس در نظام های سیاسی ارتباط تنگاتنگی با نظریه اصل تفکیک قوا دارد ، ابتدا لازم است که به منشا و علت پیدایش این نظریه اشاره ای نمایم:

در گذشته های دور همه قدرت در انحصار یک فرمانروای استبدادى بود، یعنی فرمانروا هم منشاء قانونگذارى و هم مجرى قانون و هم کیفر دهنده مجرمان و قانون شکنان بود. از آنجا که قدرت مطلق و یا تمرکز قدرت و انحصار اعمال قدرت در اختیار یک فرد فاسد شونده بوده و فاسد مى كند و امکان هرگونه سوء استفاده از قدرت را در اختیار او می نهد، نظریه پردازان مختلف برای مهار قدرت نظزیات مختلفی را ارائه دادند که از این میان می توان به نظریه اصل تفکیک قوای منتسكيو اشاره کرد که موجد تحولات اساسی در عرصه سیاست گردید.

منتسکیو نظریه تفكيك قوا و توزیع قدرت میان قوای مقننه ،مجریه و قضائیه را ارائه داد تا بدینوسیله ضمن محدود کردن قدرت و کنترل آن توسط سایر قوا تا حد ممکن از تمركز استبداد آفرين و فاسد کننده قدرت و خودکامگی جلوگيري به عمل آورده و یا از دامنه آن بکاهد.

البته پیش از منتسکیو ،ارسطو نیز با درک ضرورت این موضوع در کتاب سیاست خود حکومت آرمانشهر خود را مرکب از سه قدرت بیان کرده بود : قدرت نخست از آنِ هیئتی بود که کارش بحث و مشورت در بارة مصالح عمومی است ، دومین قدرت به فرمانروایان و حدود صلاحیت و شیوة انتخاب آنها مربوط می شد و سومین قدرت کارهای دادرسی را انجام می داد.البته ارسطو برخلاف منتسکیو تداخل قوای سه گانه در یکدیگر را مجاز می دانست.

در واقع از دید ارسطو اختلاف موجود در تنظیم قدرتهای سه گانه ،منشاء اصلی تفاوت در سازمان حکومتها ست و اگر این سه قدرت بدرستی سامان یابند کار حکومت مسیر درست خود را طی خواهد کرد.

در اروپای قرون وسطی هم در اثر رقابت بین پادشاه و کلیسا بنوعی تفکیک قوا بوجود آمده بود که از آن با عنوان نظریه "دو شمشیر" یاد می شود. طبق این نظریه ، قدرت بین کلیسا و دولت توزیع شده بود ،پیروان قدرت دولت مدعی بودند که قدرت خداوند به پادشاه وا گذار شده است و ارباب کلیسا هم ضمن انکار قدرت پادشاه ادعا می کردند که قدرت مطلق باید از آن کلیسا باشد و به همین سبب در اثر رقابت میان ایندو تا حدودی از دامنه حاکمیت استبداد مطلق کاسته می شد.

به هر روی پس از آنکه منتسکیو نظریه تفکیک قوا را مطرح نمود و در هنگامی که ریاست پارلمان بوردو را در اختیار داشت ،در مقام عملیاتی کردن انگیزه اصلی خود در طرح نظریه تفکیک قوا ،در کتاب "روح القوانين" نوشت:"پارلمان بايد امتيازات تاج و تخت را محدود کند" و بدینوسیله پارلمان را تنها ارگان مشروعي بیان کرد که می توانست و باید به نمایندگی از سوی طبقات مختلف مردم قدرت مطلق پادشاه را مشروط و محدود کرده و بدینوسیله جلوی فساد و استبداد ناشی از مطلقه بودن قدرت او را بگيرد.

الف/1- عملیاتی شدن نظریه تفکیک قوا:

با توجه باینکه اصل تفکیک قوا ضامن دموكراسى و حكومت قانون است و به محدود و كنترل شدن قدرت منجر مى شود این نظریه به سرعت در میان افکارعمومی و خصوصا در میان نخبگان و روشنفکران جامعه هوادران فراوانی یافت

و برای اولین بار رسما در قانون اساسی ایالات متحدة امریکا وارد شد و طبق آن ، قوة مجریه به رئیس جمهور و قوة مقننه به مجلس نمایندگان (کنگره ) واگذار گردید. پس از انقلاب فرانسه ، این اصل به قانون اساسی فرانسه نیز راه یافت.

در پی انقلاب مشروطه و اقتباس مشروطه خواهان از قانون اساسی فرانسه ،اصل تفکیک قوا در قالب اصل 27 متمم قانون اساسی وارد قانون اساسی ایران گردید و بموجب آن قوای کشور به سه قوه مرکب از: قوة اجرائیه تحت تسلط شاه ،مقننه (شامل شاه و دو مجلس ملی و سنا) و قوة قضائیه (شامل محاکم شرعیه و عدلیه ) تفکیک شد. با این وصف و علیرغم اینکه اختیارات شاه بنحو قابل توجهی در قانون اساسی مشروطیت محدود شده بود اما بدلیل تفویض پاره ای از اختیارات به شاه در متمم قانون اساسی ،نظیر واگذاری اختیار انتصاب مقامات عالی قوة قضائیه به شاه و نیز انتصاب نیمی از نمایندگان مجلس سنا و اجازه انحلال دو مجلس سنا و ملی توسط او ، اصل تفکیک قوا بشدت تحت الشعاع اختیارات تفویض شده قرار گرفت و دوباره زمینه بازگشت استبداد به کشور فراهم شد!

الف/2- مجلس مهمترین مظهر جمهوریت:

در عصر حاضر و در نظام های جمهوری گرچه در شرایط انتخابات آزاد که در آن همه شهروندان قادرند آزادانه از حق انتخاب کردن و حق انتخاب شدن استفاده کرده و رئیس جمهور را به عنوان عالیترین مقام اجرائی کشور برگزینند و از این طریق بخشی از حاکمیت خود بر سرنوشتشان را اعمال و بطور غیر مستقیم در اداره امور کشور دخالت نمایند ،اما از آنجا که از یکسو رئیس جمهور یک فرد بوده و تمرکز قدرت در او کم و بیش می تواند همان پیامدهای ناشی از قدرت مطلقه را دارا باشد و حاکمیت استبداد بلاموضوع نخواهد شد و از سوی دیگر الزاما برآیند اراده عمومی تلقّی نمی شود و یک شخص ممکن است که حتی با ده درصد آراء واجدان شرایط هم به عنوان رئیس جمهور انتخاب شود ، در نتیجه سهم اراده شهروندان در شکل گیری قدرت به حداقل خود کاهش می یابد، از اینرو با توجه باینکه مردم می توانند در شکل گیری مجلسی مرکب از دهها نماینده سهم بیشتر و تاثیر گذارتری در اداره کشور داشته باشند،بنابراین نقش مجلس به عنوان برآینده اراده ملّی و اهمیت آن در اداره امور کشور و مهار دیگر قدرت ها و پیشگیری از حاکمیت استبداد بیش از سایر نهادهاست و از اینرو استحقاق اینکه در راس امور قرار گیرد را داراست.

ب-آیا در نظام سیاسی موجود مجلس شورای اسلامی می تواند در راس امور باشد؟

ب/1- مستفاد از قانون اساسی مجلس باید در راس امور باشد؟

قانون اساسی در اصل 56 اعمال حاکمیت بشر بر سرنوشت خود را یک حق مطلق و غیر قابل خدشه بیان کرده و مقرر می دارد :" حاكميت مطلق بر جهان و انسان از آن خدا است و هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعي خويش حاكم ساخته است ، هيچكس نمي تواند اين حق الهي را از انسان سلب كند" و در ادامه همین اصل با بیان اینکه "يا در خدمت منافع فرد يا گروهي خاص قرار دهد و ملت اين حق خداداد را از طرق كه در اصول بعد مي آيد اعمال مي كند." حق مذکور را غیر قابل تعرّض و غیر قابل مصادره عنوان می کند.

جزء 8 اصل سوم قانون اساسی هم عملیاتی کردن حق بلامنازع مزبور و تضمین آنرا جزء تکالیف هیات حاکمه معرفی و دولت جمهوري اسلامي ايران به مفهوم حاکمیت را موظف کرده است تا همه امكانات خود را براي تحقق این امر یعنی "مشاركت عامه مردم در تعيين سرنوشت سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي خويش" بکار برد

عملیاتی شدن این اصل و حاکمیت بشر بر سرنوشت خود مستلزم این است که شهروندان قادر باشند طبق خواست و اراده خود در مقدّرات کشور و شیوه اداره آن نقش اصلی را ایفاء نمایند و در واقع خواست و اراده آنان منشاء اصلی شکل گیری قدرت و مهمترین عامل نظارت بر رفتار قدرت و در صورت لزوم مهار آن باشد. براین اساس اصل ششم تاکید می کند که:" در جمهوري اسلامي ايران امور كشور بايد به اتكا آرا عمومي اداره شود، از راه انتخابات : انتخاب رييس جمهور، نمايندگان مجلس شوراي اسلامي ، اعضاي شوراها و نظائر اينها، يا از راه همه پرسي در مواردي كه در اصول ديگر اين قانون معين مي گردد."

از اینرو میزان مشروعیت هر قدرتی که در امور و مقدّرات کشور ایفای نقش می کند به میزان مقبولیّت او در نزد مردم بستگی دارد.

میزان مقبولیّت قدرت را سازوکار انتخابات واقعی و همه پرسی مشخص می کند. به عبارت دیگر انتخابات سازوکاری برای تظاهر خواست و اراده ملّت است و هرچه بر میزان مشارکت مردم در انتخابات افزوده شود به همان میزان نیز بیانگر مشارکت مردم در تعیین سرنوشت خود تلقّی می شود.

وانگهی اگر حاکمیت را به پیکر یک انسان تشبيه كنيم با عنایت باینکه وظیفه قوه مقننه قانونگذاری و تصویب طرح ها و لوایح و تعیین خط مشی و تعیین تکلیف نرم افزاری برای قوای دیگر می باشد ،از اینرو می توان استدلال کرد که مجلس در پیکره نظام نقش مغز را بر عهده دارد و قوه مجریه نیز بجای دست و پا فرامین مغز را به مورد اجرا می گذارد و قوه قضاييه هم به مثابه قلب نطام مسئول تحقق عدالت در جامعه می باشد ،بنابر این لازم است که مجلس همچون مغز در راس این بدن قرار گیرد.

اگر این نظام به هر دلیلی دچاز مرگ مغزی شود ،گرچه ممکن است که به حیات خود ادامه دهد اما پرواضح است که این حیات یک زندگی نباتی بدون روح و نشاط خواهد بود و نه زندگی طبیعی.

به بیان دیگر پارلمان ضعيف مانند مغز ناکارآمدی است که بدلیل ناتوانی در ارائه برنامه و صدور فرامین نامناسب به سایر اعضای پیکره نظام ،حرکت طبیعی نظام را که مبتنی بر امنیت ،رفاه ،عدالت و آزادی است مختل کرده و آنرا مانند یک پیکر بیمار و معلول به سمت انجام اقدامات و تصمیمات غیر طبیعی که از آن به عنوان استبداد و ناکارآمدی یاد می شود سوق خواهد داد.

ب/2- پیش نیاز و لوازم تحقق یافتن مجلس در راس امور:

در راس امور واقع شدن یک نهاد ،به این معناست که نهاد مورد نظر علاوه بر دارا بودن استعداد بالقوه برای در راس امور قرار گرفتن ،عملا نیز باید در سلسله مراتب قدرت صدرنشین بوده و در اداره کشور و یا نظام تصمیم سازی و تصمیم گیری ها فصل الخطاب باشد. صدر نشین بودن در سلسله مراتب قدرت و فصل الخطاب بودن در تصمیم سازی ها و تصمیم گیری ها ،مستلزم این است که آن نهاد استحقاق و نیز ابزار اعمال قدرت را هم دارا باشد ،و حال آنکه در عمل مجلس در نظام جمهوری اسلامی فاقد چنین امکان و اختیاراتی است. به این اعتبار اساسا نظام مبتنی بر ولایت فقیه هیچ وجه تشابهی با جمهوریت و اصل تفکیک قوا به شیوه غربی آن ندارد و با وجود چنین اصلی نمی توان به تحقّق جمهوریت و تفکیک قوای سه گانه به شیوه رایج در غرب دل بست ،زیرا:

1- قوای سه گانه تحت نظر ولی فقیه است:

اصل 57 قانون اساسی مقرر می دارد که:" قواي حاكم در جمهوري اسلامي ايران عبارت هستند از: قوه مقننه ، قوه مجريه و قوه قضائيه كه زير نظر ولايت مطلقه امر و امام امت بر طبق اصول آينده اين قانون اعمال مي گردند، اين قوا مستقل از يكديگر هستند. "

با توجه به سایر اصول این قانون و همچنین تحت نظر ولی فقیه قرار گرفتن قوای سه گانه ،این نحوه تفکیک قوا هیچ شباهتی با اصل تفکیک قوا و فلسفه وجودی آن به شرحی که منتسکیو آنرا بیان کرده است ندارد ،زیرا در نظام های سیاسی مبتنی بر نظریه منتسکیو ،مافوق سه قوه مقننه ،مجریه و قضائیه قدرت دیگری وجود ندارد و حال آنکه در قانون اساسی جمهوری اسلامی قدرتی مافوق بنام ولایت مطلقه وجود دارد و قوای سه گانه نیز تحت نظر قرار دارد و بنا برتفسیر شورای نگهبان این نظارت نیز استصوابی است، بنابراین بموجب این تفسیر مجلس هم تحت تسلط کامل ولی فقیه می باشد.

2-اختیارات نوعا در ولی فقیه متمرکز است ،یعنی:

-تعيين سياستهاي كلي نظام ، نظارت بر حسن اجراي سياستهاي كلي نظام ، صدور فرمان همه پرسی ، فرماندهي كل نيروهاي مسلح ، اعلان جنگ و صلح و بسيج نيروها ، تنظيم روابط قواي سه گانه و حل معضلات نظام
-نصب و عزل فقهاي شوراي نگهبان ،عاليترين مقام قوه قضائيه ،رييس سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران ، رئيس ستاد مشترك ،فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و فرماندهان عالي نيروهاي نظامي و انتظامي با ولی فقیه است.
-تعیین صلاحيت داوطلبان رياست جمهوري و نمایندگان مجلس توسط شورای نگهبان صورت می گیرد که منصوب رهبری است.

-عزل رييس جمهور با در نظر گرفتن مصالح كشور پس از حكم ديوان عالي كشور از اختیارات رهبری است.
-عفو يا تخفيف مجازات محكومين جز اختیارات رهبری است.

-مصوبات مجلس تنها در صورتی قابل اجراست که به تائید شورای نگهبان منصوب رهبری برسد.

بنابراین در راس امور واقع بودن مجلس شعاری بیش نیست و در نظام سیاسی موجود امکان تحقق آن وجود ندارد زیرا مستفاد از قانون اساسی مقام رهبری تنها کسی است که در راس امور قرار دارد.

3- مجلس برآمده از اراده شورای نگهبان فاقد استحقاق لازم برای در راس امور واقع شدن است:

اگر مردم در انتخاب نمایندگان دلخواه خود آزاد نباشند ،عناصر شکل دهنده مجلس استعداد و استحقاق در راس امور واقع شدن به عنوان عصاره فضائل مردم و برآینده اراده عمومی را دارا نخواهند بود، زیرا حق انتخاب کردن و حق انتخاب شدن ملت محدود و معطوف به اراده یک جمع 12 نفره منصوب و نیمه منصوب خواهد شد که معرفت و اراده خود را غالب بر معرفت و اراده ملت می پندارد. قهرا در چنین شرایطی نمایندگان مذکور از بیم رد صلاحیت شدن ، طریق احتیاط و تملق گوئی را در پیش خواهند گرفت.

به بیان دیگر مجلسی می تواند در راس امور قرار گیرد که عناصر شکل دهنده آن مولود اراده عمومی بوده و از چنان شخصیتی برخوردار باشند که براستی سرآمد دیگران و جزء راس ها و عصاره فضائل ملت به شمار آیند . نمی توان به سفله پروری روی آورد و انتظار داشت که افراد کوتاه قد سقف بلند و مرتفعی را برای دیگران و کشور بنا کنند. قهرا فردیکه با هزار دوز کلک و صرفا بر اساس سرسپردگی و توجیه وضع موجود وارد مجلس شده و در کارنامه عملکرد خود چندان نفطه درخشانی ندارد بطور بالقوه استعداد تشکیل نهادی را که در راس امور قرار بگیرد را دارا نیست و به این ترتیب از چنین مجلسی همان برون تراود که در اوست!

بنابراین با توجه به آنچه گفته شده من معتقدم که در نظام سیاسی موجود و با توجه به مناسبات حاکم ، امکان اینکه مجلس به عنوان برآیند اراده عمومی در راس امور واقع شده و به کنترل و مهار قدرت و بسط دموکراسی منتهی شود ،وجود ندارد.

به عقیده من در میان فقهاء نوع نگاه شیخ فضل اللّه نوری به مظاهر جمهوریت بویژه مجلس ،صریحترین و درست ترین رویکرد نسبت به غیر قابل جمع بودن نظریه ولایت مطلقه فقیه با مظاهر جمهوریت و دموکراسی و نظریه اصل تفکیک قوا از یکدیگر است و می توان گفت که نظریه او بیشتر منطبق بر نظریه دو شمشیر است که پیش از این به آن اشاره کردم.

ج-آیا مجلس شورای اسلامی در راس امور است؟

اصل تفکیک قوا و جایگاه مجلس در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران:

با توجه به آنچه گفته شد مجلس و قوای دیگر در نظام سیاسی ایران نمی توانند در راس امور قرار گیرند اما چنانچه در یک انتخابات آزاد مجلس مولود اراده عمومی باشد و براستی عصاره فضائل ملت در آنگرد آیند ،در این صورت این نهاد طبق قانون اساسی در مقایسه با قوای دیگر از جایگاه والاتری برخوردار است و می تواند در مهار قدرت و اداره کشور نقش نسبتا مقتدر و پر رنگی را عهده دار شود زیرا:

1- طبق اصل 58 قانون اساسی" اعمال قوه مقننه از طريق مجلس شوراي اسلامي است كه از نمايندگان منتخب مردم تشكيل مي شود و مصوبات آن پس از طي مراحلي كه در اصول بعد مي آيد براي اجرا به قوه مجريه و قضائيه ابلاغ مي گردد." از اینرو نظر باینکه هرگونه تصمیم سازی و رفتار قوه مجریه و قوه قضائیه و شیوه عملکرد و حدود آن توسط قانون تعیین می شود و قانون نیز خروجی و مولود مجلس می باشد.

2-ترکیب و شکل گیری و صورت بندی هیات دولت و انتخاب وزراء ،بودجه سالیانه و مورد استفاده دولت ،انعقاد هرگونه قرارداد بین المللی ،عملیاتی شدن تصمیمات دولت در قالب لوایح ارائه شده و... از مواردی است که به تصمیم مجلس بستگی دارد.

3-مجلس با استفاده از ابزارهائی نظیر تحقیق و تفحص ، سوال و استیضاح و قانونگذاری می تواند در بعد نظارت و فساد ستیزی نقش مهمی را ایفاء کند.

بنابراین با وجود مختصّات نظام سیاسی کنونی و به شرط انطباق کامل مناسبات موجود و اجتناب از برخوردهای سلیقه ای و تنگ نظرانه شورای نگهبان امکان اینکه مجلس در راس قوای سه گانه قرار گیر وجود دارد و باید چنین شود ،در غیر این صورت قهرا مجلس ضعیف مولود استبداد خواهد بود و استبداد خود در پرتو مجلس ضعیف حیات کامل خود را باز خواهد یافت. یعنی اگر مجلسی ضعیف باشد وجود چنین مجلسی به تحقق استبداد منتهی خواهد شد همچنانکه اگر در کشوری میل به استبداد قوی باشد ،این روند به مجلس ضعیف منتهی خواهد شد.

از طرفی علیرغم نقاط ضعفی و ایراداتی که متوجه قانون اساسی رایج می باشد بقای نظام سیاسی موجود نیز در گرو تقویت مجلس متناسب با خاستگاه قانون اساسی است. اگر نظام جمهوری اسلامی ایران را به سه پایه ای تشبیه نمائیم ،بقاء و دوام و عدم تزلزل این سه پایه در گرو کارکرد صحیح هر سه پایه می باشد ،بدیهی است که با تضعیف پایه مجلس به قیمت تقویت دوپایه دیگر نه تنها نظام سه پایه متزلزل و ناپایدار خواهد شد بلکه دوپایه قوه مجریه و قضائیه نیز کارآمدی و اقتدار خود را از دست خواهد داد.


12/29/2007

پاسخ و تشکر وزیر نیرو از اعلمی بدلیل پیگیری طرحهای شهید مدنی(ونیار) و دشت گلفرج جلفا











وزیر نیرو در نامه ای به اکبر اعلمی نماینده مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی به تشریح آخرین وضعیت طرح سد و شبکه آبیاری و زهکشی شهید مدنی و گلفرج پرداخت.
سید پرویز فتاح در نامه ای به اعلمی نماینده مردم تبریز، آذرشهر و اسکو در مجلس شورای اسلامی با اشاره به برگزاری جلسه 8/8/86 در کمسیون انرژی در خصوص طرحهای شهید مدنی و گلفرج وتشکر از پیگیریهای مکرر اعلمی در خصوص تسریع در اتمام این دو طرح ملی و مهم منطقه گفت: پیشرفت فیزیکی طرح سد و شبکه آبیاری و زهکشی شهید مدنی(ونیار) در حال حاضر 83 درصد بوده و کارهای زمانبر و پیچیده آن تقریبا به اتمام رسیده است. ضمن اینکه بخش بزرگی از استملاک اراضی داخل مخزن و مسیر کانالهای آبیاری آن انجام پذیرفته و تفاهمات لازم جهت جابجایی تاسیسات داخل مخزن شامل راه، خطوط مخابرات و شبکه برق صورت گرفته است.
وزیر نیرو افزود: تصفیه خانه نهند نیز جابجا شده وتجهیزات آن در حال نصب است؛ به نحوی که قرار است در سال جاری 100 درصد اعتبار این طرح تخصیص یافته و پرداخت گردد. این درحالی است که در صورتی که منابع مازادی علاوه بر بودجه مصوب سال جاری در اختیار وزارت نیرو قرار گیرد، تامین منابع مالی این طرح در اولویت خواهد بود.
به گفته وی، برنامه ریزی لازم برای آبگیری این سد در سال آتی صورت خواهد پذیرفت. در بخش شبکه های آبیاری و زهکشی نیز کلیه پیمانکاران فعال بوده و پیشرفت فیزیکی آن در حدود 57 درصد است و همزمان با آبگیری از سد بخشی از شبکه نیز وارد مدار بهره برداری می شود.
فتاح در خصوص طرح توسعه بهره برداری از رودخانه ارس در محدوده آذربایجان شرقی ( دشت گلفرج جلفا) گفت: در حال حاضر پیمان اول این طرح شامل ایستگاه پمپاژ، خط انتقال و مخازن ذخیره به ظرفیت 64 هزار مترمکعب با پیشرفت فیزیکی 97 درصد در حال اتمام است. همچنین کانال انتقال و سد مخزنی گلفرج با پیشرفت کار 45 درصد در دست اجرا است.
وی تصریح کرد: مقرر شده تخصیص این طرح نیز به میزان 100 درصد در سال 86 محقق شده لذا همانطور که ملاحظه می شود این وزارتخانه نهایت تلاش خود را با توجه به امکانات قانونی مصوب در اتمام این طرحها بعمل آورده و ضمنا رئیس جمهوری در سفر هیئت دولت مقرر کرده که اعتبار اضافی برای این طرح مدنظر قرار گیرد که موضوع در دست پیگیری است.
وی تاکید کرد: ذکر این نکته حائز اهمیت است که کلیه اعتبارات مورد نیاز دو طرح فوق الذکر در لایحه بودجه سال آتی کل کشور مدنظر قرار گرفته است




وزیر نیرو در پایان از حسن ظن اعلمی در برخورد با فعالیتهای وزارت نیرو تشکر قدردانی کرده است।






12/23/2007

بیانیه جمعی از تشکلها و نشریات دانشجوئی دانشگاههای کشوردرحمایت از اعلمی


بنام خداوند آزادی و آزادگی و بیاد حسین سرور شهیدان و آزادگان جهان
ملت غیور و قهرمانپرورایران و آذربایجان چندی است شاهد اعمال و گفتار افرادی هستند که در طول سالیان گذشته منش و رفتار مغرضانه‌شان به تمام ملت ثابت شده و ملت بیش از دیگران ایشان را شناخته اندوحال نیز وقاحت و پرده‌دری را به حدی رسانیده‌اند که تحت نام امام حسین ع) سرور وسالار شهیدان وآزادگان جهان بر علیه نماینده‌ای که در طول سالیان گذشته مردم او را شناخته وبه اعتقاداتش به معصومین ایمان دارند، به جوسازی و غوغاسالاری روی آورده وبا استفاده از حربه مقدسات انواع توهین وتهمت ها را نثار وی نمودند و به حمدالله با عنایات خداوند منان خود غرق در گردابی شدند که به تصور خود برای تخریب وجهه مردمی وملی و دبنی اعلمی طراحی کرده بودند
। واین امری نیست مگرمصداق فرمایش استاد مطهری که فرمود: امام حسین (ع) ریسمانی است که هر کس به آن چنگ زند اوج می‌گیرد و هر که از آن سوءاستفاده کند چنان بر زمین می‌خورد که آبروی خویش نمی‌تواند بازیابد و البته که افراد توهین کننده و تهمت زننده به اعلمی این یگانه نماینده واقعی ملت، کاخ تو خالیشان لرزیده واندک اعتبارشان نیز از بین رفته و به تاریخ بشریت پیوستند وآبروئی نزد ملت برای این مدعیان دروغین دین ودینداری نماند و چهره کریه شان بیش از پیش بر ملت ایران آشکار گردید
।همگان خوب بیاد دارند که اینان در مقابل توهین عوامل آموزش و پرورش دولت نهم به پیامبر بزرگ اسلام ساکت مانده وهیچ اعتراضی از خود بعمل نیاوردند و درمقابل گزافه گوئیهای عده ای خیال پرداز که مدعی ارتباط با عالم وحی و... بودند فریاد وااسلاما سر ندادندولی حال اینان را چه شده ،که برای تخریب نماینده ای با تمام توان هماهنگ شده و با در اختیار داشتن اکثر رسانه ها ونشریات کشور از کیهان وابرار و فارس وصداوسیما و.... به تهمت زنی و توهین به وی برآمده اندکه بحول وعنایت الهی رسوا شده ودر تبریز تنها موفق به جمع آوری 50 نفر در مقابل مصلی آنهم با استفاده از امتیاز حضور مردم در نماز جمعه شدند । آیا این قدرت حسین شهید نیست که رسوای عام و خاصشان کرده وآنان را سر جای خویش نشانده است و هر چقدر افزونتر در این گرداب خود ساخته دست وپا زنند بیشتر درآن فرو خواهند رفت।
و خطاب به هتاکان به اعلمی منجمله نماینده ارومیه که اتهامات مطروحه برعلیه وی در سال 74 از ذهن مردم زدوده نخواهد شد عرض میکنیم که ملت آذربایجانی که شما و امثال شما از آن دم میزنید خود بهتر از هر کسی ، سره را از ناسره تشخیص داده و فرق نماینده واقعی با نماینده غیر واقعی رابهتر میدانند.و هیچگاه حافظه ملت آذربایجان دفاعیات جانانه وقاطعانه اعلمی در مقاطع سخت تاریخ این مرزوبوم درمقابل انحصارطلبان وزورگویان ازیادنبرده ونخواهند برد که چگونه به تنهائی دربرابر خودخواهان ایستاده و از آذربایجان وجوانان وحقوق و مطالبات قانونی این دیارقهرمان پرور دفاع نموده است.درپایان مقتدرانه یادآورمیشویم اگر اعلمی، این فرزند غیور و شجاع آذربایجان وایران روزی صلاح ببیند که به تاسی از مولایش امام حسین(ع) ندای "هل من ناصر ینصرنی" را سر دهد ، جوانان رشید آذربایجان به دعوتش لبیک گفته و قاطعانه از نماینده واقعی خویش به هر صورتی که اراده نمایند، دفاع خواهند نمود.
"و مکروا ومکرالله خیرالماکرین"

1- مجمع دانشگاهیان آذربایجان
2- انجمن اسلامی دانشگاه پیام نور اردبیل
3-انجمن اسلامی دانشجویان1 دانشگاه اردبیل
4-تشکل دانشجوئی آرمان اسلامی تبریز
5-جمعیت اسلامی دانشگاه زنجان
6-نشریه یاشماق(دانشگاه تهران)
7-نشریه دان اولدوزو (دانشگاه اصفهان)
8-نشریه آزادسس (دانشگاه قزوین)
9-نشریه آیدین ائلچی (دانشگاه آزاد بناب)
10-نشریه شهریار (دانشگاه زنجان)
11-نشریه سؤنمز(دانشگاه بناب)
12-نشریه بولوت (دانشگاه آزاد مهاباد)
13- نشریه آراز (جهاد دانشگاهی رشت)
14-نشریه کویر
15-نشریه خزر (دانشگاه آزاد اردبیل
16-نشریه سحر(دانشگاه آزاد اردبیل-
17- (انجمن فرهنگی هنری آذربایجان (دانشگاه آزاد رشت

12/22/2007

بیانیه جمعی از اعضا انجمنهای اسلامی مساجد و مدارس تبریز و حومه

«ومکرو و مکروالله والله خیر الماکرین»
امروز که دامن اسلام به وجود افرادی خودسر و ریاکار آلوده شده است٫ برماست که با مقاومت خود در برابر آنها, از اسلام ناب محمدی محافظت نمائیم.
دولت نهم با اقدامات ضد ارزشی خود قدم در راهی گذاشته است که جز خسران سرانجامی نخواهد داشت. مجلسی که نماینده منتخب مردم در آن تهدید به مرگ میشود٫ چگونه میتواند از حقوق مردم دفاع نماید؟ چگونه خواهد توانست خود را رهرو رهبر فقید انقلاب و فرمانبردار ائمه اطهار معرفی نماید؟
دکتر اکبر اعلمی که به حق تنهاترین صدای رسای مظلومین ایران و بخصوص آذربایجان است هدف حمله های کوردلان شکمباره قرار گرفته است. تنها گناه وی انتقاد از دولتی است که به حق دولت ضد ارزشها نام گرفته است.
خودفريفتگان دولتي جنگهای جناحی را به نام اسلام و ائمه اطهار راهبری میکنند و در پشت نقاب دین و مذهب٫ از اقدامات خائنانه برخی مسئولین نظام دفاع میکنند. ریاکاریها و عوامفریبی هایی که امروزه شاهد آن هستیم٫ زنگ خطری است برای آزادگان و مسلمانان واقعی.
تبریز شهر آزادگان و رزمندگان بی آلایش, اجازه نخواهد داد عده ای اوباش و اراذل معلوم الحال, بر منافع ملی و منافع اسلامی ضربه بزنند.
ما اعضای انجمنهای اسلامی مساجد و مدارس تبریز و حومه واضحانه اعلام میداریم که اجازه نخواهیم داد افرادی مکار و خودسر٫ با تکیه بر پشتیبانیهای دولتی و سؤاستفاده از مقامهای اعطائی خود٫ به خاطر جرمی مرتکب نشده از سوی دکتر اعلمی٫ ضربه ای به وکیل منتخبمان وارد نمایند.
ما هشدار میدهیم که دیگر اجازه نخواهیم داد عده ای تحت عناوین مختلف٫ از باورها و اعتقادات پاک مردم آذربایجان سؤاستفاده کرده و بهره برداری سیاسی نمایند.
دولت نهم بهتر است به جای مغلطه و جنگهای جناحی به شعارهای خود عمل نماید. دولتی که با شعارهای اسلامی و ملی به میدان آمد, امروزه به وضوح میبینیم که خود خطری برای منافع ملی و ارزشهای اسلامی است.
ما با داشتن اعتقاد قلبی به ابا عبدالله الحسین و ائمه اطهار یقین داریم که اظهارات دکتر اکبر اعلمی به هیچوجه توهین به مقدسات نبوده است و نیز با استناد به اظهارات علما عظام در قم و تبریز تکرار میکنیم که انتقاد از کابینه امام حسین به هیچ دلیل مکروه نبوده, چنانچه خود امام شهید نیز بارها اذعان داشته اند از من و از مسئولان من انتقاد کنید اگر در اعمالمان شبهه ای دارید.
بنابراین٫ تهدیدهای آشکار و نهانی که از سوی وابسته های مزدور و مزور دولتی به ساحت مقدس امام حسین شلیک میشوند جوابی مناسب دریافت خواهند داشت. افرادی که با جوسازی و ریاکاریهای کثیف, خواهان صدمه رساندن به دکتر اکبر اعلمی هستند بدانند که دوران یکه تازی وحشیان و مواجب بگیران گذشته است. امروز مردم میدانند چه کسی دلسوز و چه کسی خائن است.
افراد و گروههای تهدید کننده آگاه باشند که ما به صورت منظم از دکتر اعلمی محافظت خواهیم نمود و هرگونه اقدام تروریستی بر علیه ایشان و شخصیت شفاف ایشان را خنثی نموده و افراد خاطی را بدون محاکمه رها نخواهیم نمود. مردم آذربایجان به خوبی میداند که کدام اعمال توهین به ائمه اطهار هستند. همه میدانیم که انتقاد بجا از اقدامات مسئولان ناکارآمد توهین نیست٫ به خطر انداختن وحدت اسلامی توهین و جنایت است.
جمعی از اعضا انجمنهای اسلامی مساجد و مدارس تبریز و حومه

12/21/2007

چرا رسانه ها محبوبیت اعلمی در آذربایجان را مخفی نگه می دارند؟


گرچه اعلمی بر خلاف سایر نمایندگان آذربایجان از شرکت در مراسمی که جنبه تبلیغاتی دارد خودداری می ورزد ، اما حضور وی در محافل و مراسم مختلف، همواره با استقبال بی نظیر مردم و بویژه جوانان آذربایجانی روبرو می شود. سخنرانی های وی در دانشگاه های مختلف آذربایجان بدون آنکه تبلیعاتی صورت بگیرد پیوسته با استقبال بیش از حد دانشجویان همراه است. دیوار نوشته های وسیع تبریز بنفع اعلمی که بلافاصله توسط گروههای فشار رنگ آمیزی و محو می شود ،همه حاکی از پایگاه مردمی و میزان محبوبیت وی در میان مردم میباشد
جالب اینجاست که شبکه استانی صدا و سیمای تبریز که به بهانه های مختلف همه مراسم مربوط به امام جمعه تبریز و نمایندگان استان آذربایجانشرقی را علیرغم بی اعتنائی مردم نسبت به آنها، پوشش گسترده خبری می دهد ، تا کنون حتی برای یکبار هم گوشه ای از
علائق و استقبال های پرشور مردمی نسبت به این نماینده تبریز را منعکس نکرده است.
این پدیده خبری به صدا و سیما محدود نمی شود و علاوه بر مطبوعات سراسری ، نشریات محلی را هم که اغلب تاجر پیشه و مزدور هستند ، دربر می گیرد. تشویق بی سابقه اعلمی توسط جمعیت حاضر دراستادیوم هفتاد هزار نفری یادگار امام تبریزدر حضور استاندار، دو تن از نمایندگان تبریز و جمعی از مقامات محلی ، استقبال با شکوه و بی نظیر دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز ، دانشگاه تربیت معلم آذربایجان ، دانشگاه سراسری تبریز از سخنرانی های اعلمی ،هرگز در هیچیک از نشریات سراسری و محلی انعکاس نیافته است .روز گذشته نیز پس از پایان سخنرانی خاتمی رئیس جمهور پیشین کشورمان در سالن شهید اقدمی تبریز در حالیکه افرادی مانند جبارزاده،عبدالعلی زاده،مهرعلیزاده،سبحان اللهی و شافعی فرصت طلبانه ،آویزان خاتمی بوده و شانه به شانه او را همراهی می کردند،مورد بی اعتنایی جمعیت حاضر در سالن واقع شدند، اما با وجود اینکه اعلمی در این مراسم حضور نداشت ،در پایان مراسم جمعیت حاضر به مدت یک دقیقه با شعارهایی نظیر" اعلمی ،اعلمی ،حمایتت می کنیم"و"اعلمی قهرمان امید آذربایجان" مراتب علاقه خود به نماینده شان را به نمایش گذاشتند و از این طریق پیام قاطعی به شبستری و اطرافیان ضد مردمی او دادند مبنی بر اینکه جوسازی های اخیر علیه اعلمی نه تنها بی اثر بوده بلکه باعث افزایش محبوبیت اعلمی در نزد مردم هم شده است.
.از طرفی در طول دو هفته اخیر گروه هایی از اقشار مختلف مردم و خصوصا دانشجویان در نقاط مختلف شهر تبریز بصورت پراکنده در حمایت از اعلمی دست به راهپیمایی زده و قصد داشتند در قالب طومارهایی بنفع او امضاء جمع آوری نمایند که از سوی نیروی انتظامی متفرق شدند.
مهمتر از آن تشکل های دانشجویی دانشگاه های مختلف در روز های اخیر به حمایت از اعلمی بیانیه هایی صادر کردند که آخرین آن ، بیانیه صادره از سوی بیش از 20 تشکل و نشریه دانشجوئی بود که به رغم ارسال آن به همه خبرگزاری های داخلی ، خبرگزاری هایی که کوچکترین استقبال از برخی از شخصیت ها را بزرگنمایی کرده و پوشش خبری گسترده ای به آن می دهند، دو باره نشان دادند که تمایلی برای انعکاس اخبار مربوط به محبوبیت اعلمی ندارند!! چرا ؟ براستی اینان ازچه چیزی در هراسند؟ آیا می پندارند که با کتمان بعضی از اخبار می توان ماه را برای همیشه در پشت ابرها پنهان کرد؟

12/19/2007

نوبت به نماینده ای بنام اعلمی که میرسد مردم با تشویق و کف زدن به آن جواب می دهند

در آخرین بازی تیم تراکتورسازی در تبریز برای صعود به لیگ برتر فوتبال، ائل استادیوم (یادگار امام) مملو از جمعیت بود، هفتاد هزار نفر از اقصی نقاط آذربایجان سکوهای ورزشگاه را پر کرده بودند. هنوز سوت آغاز مسابقه بصدا در نیامده بود که بلندگوی ورزشگاه حضور شخصیتهای استانی را اعلام می نمود؛ " استاندار محبوب جناب آقای معمارزاده" مردم با "هو" کشیدن بایشان جواب دادند؛ " نماینده محترم تبریز آقای دکتر فرهنگی" و باز صدای هوی کر کننده 70000 آذربایجانی بلند می شود و باز نماینده ای دیگر و اعتراض مردم با هوی دیگر. اما نوبت به نماینده ای بنام اعلمی که میرسد و این بار بر خلاف دفعات قبل مردم با تشویق و کف زدن به آن جواب می دهند!

بعد از این اتفاق بود که محبوبیت عجیب اعلمی در میان ملت آذربایجان و منفوریت دیگر شخصیتهای حکومتی آذربایجان کاملا و بطور واضح آشکار می گردد و نتیجتا دور تازه ای از تقابل آشکار برخی مسئولین حکومتی استان با تنها نماینده نسبتا واقعی ملت آذربایجان شکل می گیرد.

اگر تا قبل از این، رفتار و عکس العمل اعلمی در رابطه با حوادث یکم خرداد 85 و دفاع حقوق ملت و دستگیرشدگان با بی تفاوتی نسبی مسئولین مواجه می شد. اگر تا قبل از این مطرح نمودن اصول 15 و 19 قانون اساسی در صحن مجلس با خشم خاموش دولتمردان مواجه می شد. اگر تا دیروز رسمیت بخشیدن به حقوق و خواستهای ملی ملت آذربایجان با حضور در قلعه بابک در سالروزتولد و دفاع از برگزاری این همایش سالانه با گوشزدهایی خفیف پایان می پذیرفت. اگر سعی در جلوگیری از تخریب ارک علی شاه وبازار سماور سازان تبریز با بایکوت خبری اعلمی جواب داده می شد و یا تقابل با نماینده ولی فقیه استان به حساب اختلافات جناحی گذاشته می شد. اما این محبوبیت فوق العاده دیگر چیزی نبود که به آسانی بتوان از آن گذشت، مگر نه اینکه در نظام حکومتی ولایت فقیه کسی باید محبوب مردم باشد که وابسته مطلق به رهبری ولایت فقیه باشد نه اینکه در تقابل آشکار با نماینده ایشان در استان باشد، مگر نه اینکه کسی باید محبوب مردم باشد که وابسته سیستم حکومت شوونیستی فارس (چه اسلامی چه سلطنتی) ساکن تهران باشد و....

پس فکری اساسی باید کرد، دیگر با بایکوت و سکوت و تهدید و... نمی توان اعلمی را نادیده گرفت.

و این چنین صفحه ی سیاسی جدیدی در صحنه سیاسی استان بنام اعلمی باز گردید.

جسارت همراه با حقیقت گرایی بارزترین خصوصیت رفتاری اعلمی می باشد که بایشان انگیزه لازم جهت پا گذاشتن به مسایلی را میدهد که دیگران حتی جرات فکر کردن بدانها را نمیکنند.

در سال 1382 که اعلمی در دومین دوره نمایندگی خودش نتوانست رای اول تبریز را ازآن خودش بنماید، علت آن چه از تبلیغات کم اش بود چه از عدم حمایت از سوی اصلاح طلبان، در هر حال به اعلمی نشان داد که هنوز محبوبیت و مقبولیت مردمی اش در تبریز نهادینه نشده است چرا که تبریزی ها به لطف سالها قرار گرفتن در بطن سیاسی منطقه به آسانی کسی را باور نمی کنند.

لذا اعلمی در دومین دور نمایندگی اش در مجلس با درک صحیح خواستهای و نیازهای حقیقی ملت آذربایجان، سعی در احقاق حقوق ملی مردم آذربایجان نمود. دفاع جانانه ازاعتراضات مردم چه قبل از یک خرداد و چه بعد از آن، حضور در دانشگاه آزاد تبریز در اوج خفقان، ملاقات با زندانیان سیاسی حرکت ملی آذربایجان در تبریز و غیره. همه و همه در راستای حمایت از حقوق و نیازهای واقعی ملت آذربایجان بوده است که در ورزشگاه "ائل استادیوم" تبریز با استقبال گرم مردم جواب داده شد و مُهر تایید ملت برعملکرد صحیح ایشان زده شد.

پس از آن بود که فشار بر اعلمی بیشتر گردید، چنانچه اعلنی نه تنها از حضور در صدا و سیما و رسانه های دولتی محروم گردید حتی از حضور در بیشتر رسانه های غیر دولتی نیز محروم گردید. در مجلس نمایندگان سعی در بایکوت و خنثی نمودن ایشان می نمایند و اعلمی با عملی دیگر توطئه ها را خنثی می نماید؛

اعلمی این بار با تشکیل جلسه دیدار با فعالین موثر حرکت ملی آذربایجان و تبادل افکار با ایشان حساسیتهای دستگاههای امنیتی، اطلاعاتی و انتظامی را به اوج رساند و بایکوتش را می شکند و محبوبیتش را به اوج.

چندی نگذشته بود که موضوع دستور منع استفاده از زبان مادری در نامگذاری مغازه ها توسط اداره اماکن استان مطرح می شود که با حمله به وزیر کشور و سئوال از ایشان و پیرو آن با عذر خواهی ورفع دستوروزیر از احتمال بروز اعتراضاتی دیگر جلوگیری میشود.

و اینچنین اعلمی نشان می دهد بیدی نیست که با این بادها بلرزد و پا پیش بگذارد. لذا پروژه ی کنترل اعلمی به پروژه ی حذف ایشان تغییر می یابد و مدیریت آنرا نماینده ولایت فقیه، قدرت بلامنازع استان بر عهده میگیرد و بهترین زمان همانا انتخابات مجلس پیش رو می باشد و توطئه ها شروع می شود و تنها بهانه ای کافیسست.

و این چنین سعی می شود گفتار اعلمی مبنی بر" از دولت امام حسین هم با معیار‌ها‌ی خودم انتقاد می‌كنم و مقلدوار عمل نكرده و كابینه اش را به مجلس می‌كشم." بهانه و ماتریالی جهت حذف ایشان گردد. و حمله ها شروع می گردد و حکم مرتددی و... صادر می شود تا بلکه رد صلاحیت ایشان از همین حالا صادر گردیده باشد.

اما سئوالی که مطرح است اینکه: بواقع می توان شخص محبوب و مقبولی بنام اعلمی را به آسانی حذف نمود؟ و اینکه آیا هزینه ها و احتمال بروز اعتراضات پیرو حذف ایشان قابل کنترل می باشد؟ و...

86/9/26

Turan_tebrizli@yahoo.com

توران تبریزلی

اعلمی :آيا معاذالله شأن نمايندگي ولي فقيه بالاتر از علي‌ بن ابي طالب است؟



و امروز كار ما پس از سالها سر به آستان عبوديت سائيدن و نشان دادن ارادت به ساحت ائمه معصومين عليهم السلام و خدمت به مردم به جايي رسيده است كه حتي بعضي كه هنوز ابهامات و شايعات مربوط به شهيد قنبري يكي از فرماندهان سپاه و نيز گزارش مديركل نظارت و بررسي رياست جمهوري در مورد مسائل مالي، اخلاقي و سياسي وي بر سرش سنگيني مي كند، ما را با كسروي‌ها و تقي‌زاده‌ها مقايسه و ضمن متهم كردن به اهانت به نمازگزاران و مردم آذربايجان، تهديد به واكنش و قيام مردم عليه بنده مي‌نمايد!! اميدوارم قبل از اينكه گزارش مذكور در اختيار نمايندگان و خبرنگاران قرار گيرد، ضمير مرجع خود را يافته و ضمن پوزش نسبت به گزافه‌گويي‌ها و اظهارات ناصواب و اكاذيب خود، انگيزه اصلي خويش را در روخواني از يك كتاب و انتساب نتيجه‌گيري‌هاي شخصي‌اش به اينجانب بيان نماید



ببري مال مسلمان و چو مالت ببرند بانگ و فرياد برآري كه مسلماني نيست

قرار بود با استفاده از ماده 77 آئين نامه داخلي مجلس، متن زير به عنوان پاسخ به برخي از اظهارنظرهاي غيرمسئولانه در مجلس قرائت شود، ليكن بدليل درخواست و اصرار حجت الاسلام ابوترابي نائب رئيس محترم مجلس از قرائت آن در مجلس خودداري ورزيده و تنها به گفتن يك "سلام" در خانه ملت اكتفا كردم، اما براي ثبت در تاريخ و جلوگيري از تشجيع برخي هتاكان و نشردهندگان اكاذيب و تكرار مواضع غيراخلاقي خود، متن مذكور عيناً در اختيار مطبوعات قرار مي گيرد.

چنانكه ملت شريف واقفند در جمع خواص و متدينين زنجان كه دو روحاني خوش فكر و تحصيلكرده نظير حجت الاسلام دكتر رحمت الله بيگدلي هم در آن حضور داشتند، به نقد عملكرد رئيس جمهور پرداختم. طرح مسائلي نظير، بي اطلاعي مجلس و نمايندگان ملت نسبت به محل هزينه ميلياردها دلار از حساب ذخيره ارزي، 350 ميليارد تومان هزينه هاي فاقد سند در شهرداري تهران و عدم كفايت رئيس جمهور در اين جلسه، اسباب نارضايتي و برآشفتگي جمعي از اشخاص حقيقي و حقوقي را فراهم ساخت بنحويكه اين گروه با گروه ديگري كه حضور بنده در مجلس را در تعارض با منافع خود مي ديدند، همداستان شده و در مقام انتقام‌گيري با دستاويز قرار دادن يك بخش گزينشي و تحريف شده از سخنراني سه‌ساعته‌ام، در پشت مقدسات پناه گرفته و با بسيج همه امكانات و نيروهايي كه در اختيار داشتند تلاش كردند تا به دروغ وانمود نمايند كه بنده معاذالله به امام حسين(ع) جسارت كرده ام!!

از اينرو از نهم آذرماه تا به امروز يعني 16 روز بدون وقفه و بي امان بكمك رسانه هايي كه ماموريت اصلي آنها نوعاً معطوف به سمپاشي و تخريب خادمان ملت مي باشد، حقير را در معرض انواع ناسزاها، اتهامات ناروا و اكاذيب قرار دادند بنحويكه از طريق هشت بار خبر شبكه استاني صداوسيما و شبكه سراسري راديو، پنج بار از تريبون نماز جمعه، منابر دهها مسجد، دو خبرگزاري دولتي، 16 روزنامه و هفته نامه دولتي و حامي دولت و 18 سايت اينترنتي حامي دولت و دهها پارچه نوشته، بيش از سه هزاروهفتصدوچهل بار مرا به جرم ناكردة توهين به مقدسات و اباعبدالله‌الحسين(ع) و خروج از دين متهم كردند و به اين هم بسنده نكرده و در چند نوبت در تيراژي بالغ بر صدها هزار نسخه روزنامه، انواع توهين ها و دروغ ها و فحش ها را حواله بنده نمودند، بدون اينكه امكان كوچكترين دفاع و پاسخگويي را به من بدهند. لاجرم نه براي دفاع از خود بلكه براي جلوگيري از تداوم شكسته شدن حرمت عزيز ترين شخصي كه به او عشق مي ورزم و ازميان نرفتن قبح اهانت به امام حسين(ع) و ساير مقدسات، در قالب صدور دو بيانيه و ايراد يك نطق 15 دقيقه‌اي در مجلس به بيان حقايق و كالبدشكافي ريشه هاي فتنة فتنه گران پرداختم.

1- متعاقب اين نطق، همكاري كه بدليل پيشداوري و موضعگيري غيرمسئولانه اش در يازدهم آذرماه، خود يكي از آتش‌بياران معركه اي شده بود كه فتنه گران آتش آنرا برافروخته بودند، عليرغم پي بردن به جفايي كه در حق من صورت گرفته بود و با آگاهي از حقانيت من در اثر فشارهاي وارده، در اعتراض به نطق اينجانب، طي نطقي تلويحاً در مقام توجيه سناريوي طراحي شده عليه بنده برآمده و ضمن دفاع از عملكرد امام جمعه تبريز و برخي از عناصر ديگر مدعي شد كه "عده اي تنش را بر آرامش، نزاع را بر وفاق و مجادله را بر مفاهمه بر مي گزينند"!!

عجبا! از ديد اين روحاني، در يك مصاف نابرابر و ناجوانمردانه كه ذكرش رفت، نطق 15 دقيقه اي يك نماينده در برابر بيش از چهار هزار مورد دشنام، هتاكي و تهمت نارواي اهل فتنه در طول دو هفته، "رجحان تنش بر آرامش، نزاع بر وفاق و مجادله بر مفاهمه" از سوي اينجانب تلقي مي شود و اين در حاليست كه همين شخص مدتها در برابر هجمه گسترده اي كه به ناروا عليه بنده در جريان بوده است، سكوت اختيار كرده و فتنه گران را به آرامش و وفاق و مفاهمه فرا نمي خواند!! مگر نه اين است كه قران كريم با بيان اينكه "لايحب الله الجهر بالسوء الا من ظلم" حتي دشنام دادن در مواردي را كه به كسي ظلم شده است، استثنائاً جايز مي شمارد. اساساً نماينده اي كه قادر به دفاع از خود و دفع ظلم و فتنه عليه خويش نباشد، چگونه مي‌تواند طبق مفاد سوگندنامه مندرج در اصل 67 قانون اساسي به استيفاء حقوق ملت و دفاع از مصالح كشور مبادرت نمايد؟ اين همكار، بنده را مورد سوال قرار داده و مي پرسد كه "آيا در چنين شرايطي بيان اصل موضوع و پرهيز از حواشي و پيرايه هاي ستيزه‌جويانه و تنش زا موضوع را حل نمي‌كرد؟"

در شرايطي كه حقايق بر همگان آشكار شده و فتنة فتنه‌گران به خودشان بازگشته است وليكن فتنه‌گري ها همچنان ادامه دارد، آيا اين همكار هنوز هم گمان مي كند كه سناريوي طراحي شده عليه بنده ناشي از يك سوءتفاهم بوده است؟! در اين صورت چرا پس از انتشار كامل سخنراني بنده در 11 آذرماه، اين فتنه فروكش نكرد و سوءتفاهم مرتفع نشد؟ چرا پس از صدور بيانيه و انتشار تكذيبيه اينجانب در 12 آذرماه امام جمعه تبريز در مسجد جامع و در جمع طلاب به دروغ بنده را متهم به احضار امام حسين(ع) به مجلس كرد؟ و چرا پس از آگاهي از متن كامل سخنراني و تكذيبيه صادرشده كه قرار بود بخشي از آن از طريق شبكه استاني صداوسيما قرائت گردد با اصرار از قرائت آن ممانعت كرده و دست اندركاران صداوسيما را وادار به پخش خبر مربوط به اظهارات توأم با تهمت و دروغ خود عليه اينجانب نمود؟

با اين وصف گيريم كه تا 12 آذرماه هنوز از حقايق باخبر نبوده است، چرا پس از آنكه خبر خودساخته دست‌اندركاران صداوسيما مبني بر تكذيب شايعات عليه اينجانب در 13 آذرماه از بخش خبري شبكه سيماي استاني پخش شد، مجدداً در 13 آذرماه در مصاحبه با خبرگزاري فارس و در 16 آذرماه در خطبه هاي نماز جمعه اكاذيب و اتهامات قبلي را تكرار و به كمك عوامل خود سعي كرد كه به زعم خود مردم را عليه اينجانب وادار به واكنش و شورش نمايد. از اين گذشته همين همكار روحاني پس از يك وقفه نسبتاً طولاني در 18 آذر در مصاحبه مطبوعاتي با خبرنگاران پارلماني از جمله خبرگزاري حيات اعلام كرد كه "پس از استماع نوار سخنراني اعلمي متوجه شدم صحبت‌هاي وي ناقص منتشر شده و هيچ جسارتي به مقدسات نداشته است. خبرگزاري فارس بايد توضيح دهد كه چرا بخش دوم سخنان اعلمي را در خبر خود نياورده است و اين اعتراض به فارس وارد است."

و با فرض اينكه امام جمعه تبريز حتي تا اين تاريخ هم از حقايق بي اطلاع بوده است، چرا پس از نطق اينجانب و مصاحبه 18 آذر اين نماينده تبريز، در نماز جمعه 23 آذرماه نه تنها به اشتباهات خود اعتراف نمي كند بلكه همان اتهامات نارواي گذشته مبني بر اهانت به مقدسات را البته با لحن و ادبياتي متفاوت و توأم با منت تكرار كرده و بگونه‌اي وانمود مي كند كه بنا به درخواست وي هيأت هاي عزاداري اجتماع اعتراض آميز عليه گناه ناكرده اينجانب را برگزار نخواهند كرد؟! با اين وصف اين همكار، بنده را غيرمسئولانه مورد شماتت قرار داده و سئوال مي كند كه عليرغم تماس با آقاي خاتمي امام جمعه محترم تهران چرا با امام جمعه تبريز تماس نگرفته ام.

پاسخ روشن است، وقتي آقاي خاتمي بدليل شناختي كه از حقير دارد و در تماس تلفني اعلام مي‌كند "من قطع يقين دارم كه شما هرگز به امام حسين(ع) و ساير مقدسات اسائه ادب نمي كنيد"، چنين فردي قابل احترام است و لاجرم بايد بنحوي سوءتفاهم ايجادشده را مرتفع كرد. اما با توجه به روندي كه اشاره شد آيا مي توان كساني را كه عمداً خود را به خواب زده اند، بيدار كرد؟ وانگهي مگر ما در قرون وسطي زندگي مي‌كنيم كه هركس مجاز باشد تفتيش عقايد كرده و بدون برگزاري دادگاه صلاحيت‌دار، حكم تكفير ديگري را در مساجد و تريبون هاي نمازجمعه صادر نمايد. چه دليلي دارد كه بنده با امام جمعه تبريز تماس بگيرم و گناه ناكرده خود را توجيه و تطهير نمايم. مگر نه اين است كه امام جمعه بايد بالغ، عاقل، مومن، عادل، مخلص، مهذب و آشنا به اوضاع جهان اسلام و آگاه به مصالح اسلام و مسلمين باشد؟ بدون شك اولين نشانه و لازمه اين صفات پرهيز از تهمت و افترا و اجتناب از ظن و گمان و حكم كردن بين مردم به بيّنات و ايمان است، به همين سبب فرموده اند كه "البينه علي المدعي"، لذا اگر واقعاً سوءتفاهمي هم براي ايشان پيش آمده بود، اولاً بر مبناي ظن و گمان به هيچ وجه مجاز به طرح آن در تريبون هاي عمومي نظير صداوسيما و نمازجمعه نبوده و ثانياً براي رفع هرگونه ابهامي مي توانست از من محترمانه دعوت به عمل آورد تا توضيحات لازم را حضوراً ارائه نمايم. اما ظاهراً برخلاف حديث "و انتم بنو آدم و آدم من تراب ان اكرمكم عندالله اتقيكم" بنظر مي رسد كه بعضي ها به اعتبار لباسي كه بر تن دارند براي خود شأن و منزلتي فراتر از ديگران قائلند!

از اينها گذشته همكار مذكور در مصاحبه تلفني با دو نفر از خبرنگاران كه نوار آن موجود است گفته‌اند: "مصاحبه من در دفاع از اعلمي درحالي صورت گرفت كه برخي ها به من سفارش مي كردند كه در چنين فضاي سنگيني مصاحبه به نفع اعلمي به صلاح نيست! اگر آقاي شبستري در اين مورد موضع گيري نمي‌كردند من خيلي راحتتر و بهتر مصاحبه كرده و از اعلمي دفاع مي كردم. چون آقاي شبستري نماينده ولي فقيه هستند و نمي خواهم موضع من در مقابل ايشان باشد"! صرفنظر از اينكه اينجانب نيازي به دفاع ايشان از خود نمي بينم اما خوب است پاسخ دهند كه آيا در قاموس وي رضايت امام جمعه بر رضايت وجدان و رضايت خداوند ترجيح دارد؟ اگر پاسخ منفي است در شرايطي كه به قول ايشان بناحق فضاي سنگيني عليه يك مسلمان ايجاد شده و حق او در حال ضايع شدن است آيا مي توان عدالت را به پاي مصلحت قرباني و سكوت اختيار كرد؟ باز اگر پاسخ منفي است پس چرا در مقام جلوگيري از جوسازي هاي دروغين برنيامدند؟ آيا معاذالله شأن نمايندگي ولي فقيه بالاتر از علي‌ بن ابي طالب است كه وقتي در دادگاهي حضور مي يابند كه طرف مقابلش مسيحي است به رغم حقانيت خود بدليل فقدان دليل تن به حكم محكوميت قاضي منسوب خود مي دهند؟!

2- وقتي تاريخ مي خوانيم از خود مي پرسيم كه چطور ممكن است شرايط زماني و مكاني آنقدر تغيير نمايد كه اولاد ابي سفيان بر منبر رسول الله(ص) خود را مومن بخوانند و علي‌بن‌ابيطالب را كه با ازخودگذشتگي هايش موجب قوام و دوام دين اسلام شده است، دشمن دين محمد(ص) معرفي كنند؟ اما وقتي تاريخ تكرار مي شود بهتر به عمق اين واقعه پي مي بريم و اينجاست كه بايد به مظلوميت علي گريست كه مي فرمود "الدهر انزلني ثم انزلتي حتي يقال معاويه و علي". آري تاريخ در سطحي بسيار نازلتر و براي افراد بسيار كوچكتر هم مشابه با ‌آنچه براي امام علي رخ داده است تكرارشدني است. و امروز كار ما پس از سالها سر به آستان عبوديت سائيدن و نشان دادن ارادت به ساحت ائمه معصومين عليهم السلام و خدمت به مردم به جايي رسيده است كه حتي بعضي كه هنوز ابهامات و شايعات مربوط به شهيد قنبري يكي از فرماندهان سپاه و نيز گزارش مديركل نظارت و بررسي رياست جمهوري در مورد مسائل مالي، اخلاقي و سياسي وي بر سرش سنگيني مي كند، ما را با كسروي‌ها و تقي‌زاده‌ها مقايسه و ضمن متهم كردن به اهانت به نمازگزاران و مردم آذربايجان، تهديد به واكنش و قيام مردم عليه بنده مي‌نمايد!! اميدوارم قبل از اينكه گزارش مذكور در اختيار نمايندگان و خبرنگاران قرار گيرد، ضمير مرجع خود را يافته و ضمن پوزش نسبت به گزافه‌گويي‌ها و اظهارات ناصواب و اكاذيب خود، انگيزه اصلي خويش را در روخواني از يك كتاب و انتساب نتيجه‌گيري‌هاي شخصي‌اش به اينجانب بيان نمايد.

در خاتمه براي پايان دادن به غائله‌اي كه غوغاسالاران و هوچيگران به راه انداخته‌اند دو پيشنهاد خود را به شرح زير بيان مي‌كنم:

اول- نظر به اينكه اكاذيب مطرح شده در تريبون نماز جمعه عليه من از طريق صداوسيما پخش شده است بر اساس بديهي ترين حقوق شهروندي و به عنوان نماينده اين ملت مصرانه مي‌خواهم كه ترتيبي داده شود تا از طريق صداوسيما مستقيماً با مردم سخن بگويم تا همگان مطلع شوند كه در پس معركه گيريهاي اخير چه اهدافي نهفته است؟

دوم- چنانچه هنوز هم برخي از كساني كه از طريق تريبون نمازجمعه عليه من جوسازي كرده‌اند بر نظرات خود اصرار مي‌ورزند پيشنهاد مي‌كنم كه در يك مناظره تلويزيوني حضور يافته و امكان مجادله احسن را فراهم سازند.

و خداوند سبحان چه نيكو فرموده است كه "ومكرو ومكرالله والله خيرالماكرين".

6/11/2007

بنام خداوند متعال وبا سلام


ما به اميد ياري و حمايتهاي شما و آرزوي توفيق در انجام رسالت اجتماعي و ملي وديني و انساني اقدام به ايجاد اين وبلاگ نموديم واميد اين است كه بتوانيم در تمام زمينه ها با اطلاع رساني و اعلام مواضع رسالت خطير ودر پيشگاه پروردگار متعال رو سفيد بوده باشيم