و امروز كار ما پس از سالها سر به آستان عبوديت سائيدن و نشان دادن ارادت به ساحت ائمه معصومين عليهم السلام و خدمت به مردم به جايي رسيده است كه حتي بعضي كه هنوز ابهامات و شايعات مربوط به شهيد قنبري يكي از فرماندهان سپاه و نيز گزارش مديركل نظارت و بررسي رياست جمهوري در مورد مسائل مالي، اخلاقي و سياسي وي بر سرش سنگيني مي كند، ما را با كسرويها و تقيزادهها مقايسه و ضمن متهم كردن به اهانت به نمازگزاران و مردم آذربايجان، تهديد به واكنش و قيام مردم عليه بنده مينمايد!! اميدوارم قبل از اينكه گزارش مذكور در اختيار نمايندگان و خبرنگاران قرار گيرد، ضمير مرجع خود را يافته و ضمن پوزش نسبت به گزافهگوييها و اظهارات ناصواب و اكاذيب خود، انگيزه اصلي خويش را در روخواني از يك كتاب و انتساب نتيجهگيريهاي شخصياش به اينجانب بيان نماید
ببري مال مسلمان و چو مالت ببرند بانگ و فرياد برآري كه مسلماني نيست
قرار بود با استفاده از ماده 77 آئين نامه داخلي مجلس، متن زير به عنوان پاسخ به برخي از اظهارنظرهاي غيرمسئولانه در مجلس قرائت شود، ليكن بدليل درخواست و اصرار حجت الاسلام ابوترابي نائب رئيس محترم مجلس از قرائت آن در مجلس خودداري ورزيده و تنها به گفتن يك "سلام" در خانه ملت اكتفا كردم، اما براي ثبت در تاريخ و جلوگيري از تشجيع برخي هتاكان و نشردهندگان اكاذيب و تكرار مواضع غيراخلاقي خود، متن مذكور عيناً در اختيار مطبوعات قرار مي گيرد.
چنانكه ملت شريف واقفند در جمع خواص و متدينين زنجان كه دو روحاني خوش فكر و تحصيلكرده نظير حجت الاسلام دكتر رحمت الله بيگدلي هم در آن حضور داشتند، به نقد عملكرد رئيس جمهور پرداختم. طرح مسائلي نظير، بي اطلاعي مجلس و نمايندگان ملت نسبت به محل هزينه ميلياردها دلار از حساب ذخيره ارزي، 350 ميليارد تومان هزينه هاي فاقد سند در شهرداري تهران و عدم كفايت رئيس جمهور در اين جلسه، اسباب نارضايتي و برآشفتگي جمعي از اشخاص حقيقي و حقوقي را فراهم ساخت بنحويكه اين گروه با گروه ديگري كه حضور بنده در مجلس را در تعارض با منافع خود مي ديدند، همداستان شده و در مقام انتقامگيري با دستاويز قرار دادن يك بخش گزينشي و تحريف شده از سخنراني سهساعتهام، در پشت مقدسات پناه گرفته و با بسيج همه امكانات و نيروهايي كه در اختيار داشتند تلاش كردند تا به دروغ وانمود نمايند كه بنده معاذالله به امام حسين(ع) جسارت كرده ام!!
از اينرو از نهم آذرماه تا به امروز يعني 16 روز بدون وقفه و بي امان بكمك رسانه هايي كه ماموريت اصلي آنها نوعاً معطوف به سمپاشي و تخريب خادمان ملت مي باشد، حقير را در معرض انواع ناسزاها، اتهامات ناروا و اكاذيب قرار دادند بنحويكه از طريق هشت بار خبر شبكه استاني صداوسيما و شبكه سراسري راديو، پنج بار از تريبون نماز جمعه، منابر دهها مسجد، دو خبرگزاري دولتي، 16 روزنامه و هفته نامه دولتي و حامي دولت و 18 سايت اينترنتي حامي دولت و دهها پارچه نوشته، بيش از سه هزاروهفتصدوچهل بار مرا به جرم ناكردة توهين به مقدسات و اباعبداللهالحسين(ع) و خروج از دين متهم كردند و به اين هم بسنده نكرده و در چند نوبت در تيراژي بالغ بر صدها هزار نسخه روزنامه، انواع توهين ها و دروغ ها و فحش ها را حواله بنده نمودند، بدون اينكه امكان كوچكترين دفاع و پاسخگويي را به من بدهند. لاجرم نه براي دفاع از خود بلكه براي جلوگيري از تداوم شكسته شدن حرمت عزيز ترين شخصي كه به او عشق مي ورزم و ازميان نرفتن قبح اهانت به امام حسين(ع) و ساير مقدسات، در قالب صدور دو بيانيه و ايراد يك نطق 15 دقيقهاي در مجلس به بيان حقايق و كالبدشكافي ريشه هاي فتنة فتنه گران پرداختم.
1- متعاقب اين نطق، همكاري كه بدليل پيشداوري و موضعگيري غيرمسئولانه اش در يازدهم آذرماه، خود يكي از آتشبياران معركه اي شده بود كه فتنه گران آتش آنرا برافروخته بودند، عليرغم پي بردن به جفايي كه در حق من صورت گرفته بود و با آگاهي از حقانيت من در اثر فشارهاي وارده، در اعتراض به نطق اينجانب، طي نطقي تلويحاً در مقام توجيه سناريوي طراحي شده عليه بنده برآمده و ضمن دفاع از عملكرد امام جمعه تبريز و برخي از عناصر ديگر مدعي شد كه "عده اي تنش را بر آرامش، نزاع را بر وفاق و مجادله را بر مفاهمه بر مي گزينند"!!
عجبا! از ديد اين روحاني، در يك مصاف نابرابر و ناجوانمردانه كه ذكرش رفت، نطق 15 دقيقه اي يك نماينده در برابر بيش از چهار هزار مورد دشنام، هتاكي و تهمت نارواي اهل فتنه در طول دو هفته، "رجحان تنش بر آرامش، نزاع بر وفاق و مجادله بر مفاهمه" از سوي اينجانب تلقي مي شود و اين در حاليست كه همين شخص مدتها در برابر هجمه گسترده اي كه به ناروا عليه بنده در جريان بوده است، سكوت اختيار كرده و فتنه گران را به آرامش و وفاق و مفاهمه فرا نمي خواند!! مگر نه اين است كه قران كريم با بيان اينكه "لايحب الله الجهر بالسوء الا من ظلم" حتي دشنام دادن در مواردي را كه به كسي ظلم شده است، استثنائاً جايز مي شمارد. اساساً نماينده اي كه قادر به دفاع از خود و دفع ظلم و فتنه عليه خويش نباشد، چگونه ميتواند طبق مفاد سوگندنامه مندرج در اصل 67 قانون اساسي به استيفاء حقوق ملت و دفاع از مصالح كشور مبادرت نمايد؟ اين همكار، بنده را مورد سوال قرار داده و مي پرسد كه "آيا در چنين شرايطي بيان اصل موضوع و پرهيز از حواشي و پيرايه هاي ستيزهجويانه و تنش زا موضوع را حل نميكرد؟"
در شرايطي كه حقايق بر همگان آشكار شده و فتنة فتنهگران به خودشان بازگشته است وليكن فتنهگري ها همچنان ادامه دارد، آيا اين همكار هنوز هم گمان مي كند كه سناريوي طراحي شده عليه بنده ناشي از يك سوءتفاهم بوده است؟! در اين صورت چرا پس از انتشار كامل سخنراني بنده در 11 آذرماه، اين فتنه فروكش نكرد و سوءتفاهم مرتفع نشد؟ چرا پس از صدور بيانيه و انتشار تكذيبيه اينجانب در 12 آذرماه امام جمعه تبريز در مسجد جامع و در جمع طلاب به دروغ بنده را متهم به احضار امام حسين(ع) به مجلس كرد؟ و چرا پس از آگاهي از متن كامل سخنراني و تكذيبيه صادرشده كه قرار بود بخشي از آن از طريق شبكه استاني صداوسيما قرائت گردد با اصرار از قرائت آن ممانعت كرده و دست اندركاران صداوسيما را وادار به پخش خبر مربوط به اظهارات توأم با تهمت و دروغ خود عليه اينجانب نمود؟
با اين وصف گيريم كه تا 12 آذرماه هنوز از حقايق باخبر نبوده است، چرا پس از آنكه خبر خودساخته دستاندركاران صداوسيما مبني بر تكذيب شايعات عليه اينجانب در 13 آذرماه از بخش خبري شبكه سيماي استاني پخش شد، مجدداً در 13 آذرماه در مصاحبه با خبرگزاري فارس و در 16 آذرماه در خطبه هاي نماز جمعه اكاذيب و اتهامات قبلي را تكرار و به كمك عوامل خود سعي كرد كه به زعم خود مردم را عليه اينجانب وادار به واكنش و شورش نمايد. از اين گذشته همين همكار روحاني پس از يك وقفه نسبتاً طولاني در 18 آذر در مصاحبه مطبوعاتي با خبرنگاران پارلماني از جمله خبرگزاري حيات اعلام كرد كه "پس از استماع نوار سخنراني اعلمي متوجه شدم صحبتهاي وي ناقص منتشر شده و هيچ جسارتي به مقدسات نداشته است. خبرگزاري فارس بايد توضيح دهد كه چرا بخش دوم سخنان اعلمي را در خبر خود نياورده است و اين اعتراض به فارس وارد است."
و با فرض اينكه امام جمعه تبريز حتي تا اين تاريخ هم از حقايق بي اطلاع بوده است، چرا پس از نطق اينجانب و مصاحبه 18 آذر اين نماينده تبريز، در نماز جمعه 23 آذرماه نه تنها به اشتباهات خود اعتراف نمي كند بلكه همان اتهامات نارواي گذشته مبني بر اهانت به مقدسات را البته با لحن و ادبياتي متفاوت و توأم با منت تكرار كرده و بگونهاي وانمود مي كند كه بنا به درخواست وي هيأت هاي عزاداري اجتماع اعتراض آميز عليه گناه ناكرده اينجانب را برگزار نخواهند كرد؟! با اين وصف اين همكار، بنده را غيرمسئولانه مورد شماتت قرار داده و سئوال مي كند كه عليرغم تماس با آقاي خاتمي امام جمعه محترم تهران چرا با امام جمعه تبريز تماس نگرفته ام.
پاسخ روشن است، وقتي آقاي خاتمي بدليل شناختي كه از حقير دارد و در تماس تلفني اعلام ميكند "من قطع يقين دارم كه شما هرگز به امام حسين(ع) و ساير مقدسات اسائه ادب نمي كنيد"، چنين فردي قابل احترام است و لاجرم بايد بنحوي سوءتفاهم ايجادشده را مرتفع كرد. اما با توجه به روندي كه اشاره شد آيا مي توان كساني را كه عمداً خود را به خواب زده اند، بيدار كرد؟ وانگهي مگر ما در قرون وسطي زندگي ميكنيم كه هركس مجاز باشد تفتيش عقايد كرده و بدون برگزاري دادگاه صلاحيتدار، حكم تكفير ديگري را در مساجد و تريبون هاي نمازجمعه صادر نمايد. چه دليلي دارد كه بنده با امام جمعه تبريز تماس بگيرم و گناه ناكرده خود را توجيه و تطهير نمايم. مگر نه اين است كه امام جمعه بايد بالغ، عاقل، مومن، عادل، مخلص، مهذب و آشنا به اوضاع جهان اسلام و آگاه به مصالح اسلام و مسلمين باشد؟ بدون شك اولين نشانه و لازمه اين صفات پرهيز از تهمت و افترا و اجتناب از ظن و گمان و حكم كردن بين مردم به بيّنات و ايمان است، به همين سبب فرموده اند كه "البينه علي المدعي"، لذا اگر واقعاً سوءتفاهمي هم براي ايشان پيش آمده بود، اولاً بر مبناي ظن و گمان به هيچ وجه مجاز به طرح آن در تريبون هاي عمومي نظير صداوسيما و نمازجمعه نبوده و ثانياً براي رفع هرگونه ابهامي مي توانست از من محترمانه دعوت به عمل آورد تا توضيحات لازم را حضوراً ارائه نمايم. اما ظاهراً برخلاف حديث "و انتم بنو آدم و آدم من تراب ان اكرمكم عندالله اتقيكم" بنظر مي رسد كه بعضي ها به اعتبار لباسي كه بر تن دارند براي خود شأن و منزلتي فراتر از ديگران قائلند!
از اينها گذشته همكار مذكور در مصاحبه تلفني با دو نفر از خبرنگاران كه نوار آن موجود است گفتهاند: "مصاحبه من در دفاع از اعلمي درحالي صورت گرفت كه برخي ها به من سفارش مي كردند كه در چنين فضاي سنگيني مصاحبه به نفع اعلمي به صلاح نيست! اگر آقاي شبستري در اين مورد موضع گيري نميكردند من خيلي راحتتر و بهتر مصاحبه كرده و از اعلمي دفاع مي كردم. چون آقاي شبستري نماينده ولي فقيه هستند و نمي خواهم موضع من در مقابل ايشان باشد"! صرفنظر از اينكه اينجانب نيازي به دفاع ايشان از خود نمي بينم اما خوب است پاسخ دهند كه آيا در قاموس وي رضايت امام جمعه بر رضايت وجدان و رضايت خداوند ترجيح دارد؟ اگر پاسخ منفي است در شرايطي كه به قول ايشان بناحق فضاي سنگيني عليه يك مسلمان ايجاد شده و حق او در حال ضايع شدن است آيا مي توان عدالت را به پاي مصلحت قرباني و سكوت اختيار كرد؟ باز اگر پاسخ منفي است پس چرا در مقام جلوگيري از جوسازي هاي دروغين برنيامدند؟ آيا معاذالله شأن نمايندگي ولي فقيه بالاتر از علي بن ابي طالب است كه وقتي در دادگاهي حضور مي يابند كه طرف مقابلش مسيحي است به رغم حقانيت خود بدليل فقدان دليل تن به حكم محكوميت قاضي منسوب خود مي دهند؟!
2- وقتي تاريخ مي خوانيم از خود مي پرسيم كه چطور ممكن است شرايط زماني و مكاني آنقدر تغيير نمايد كه اولاد ابي سفيان بر منبر رسول الله(ص) خود را مومن بخوانند و عليبنابيطالب را كه با ازخودگذشتگي هايش موجب قوام و دوام دين اسلام شده است، دشمن دين محمد(ص) معرفي كنند؟ اما وقتي تاريخ تكرار مي شود بهتر به عمق اين واقعه پي مي بريم و اينجاست كه بايد به مظلوميت علي گريست كه مي فرمود "الدهر انزلني ثم انزلتي حتي يقال معاويه و علي". آري تاريخ در سطحي بسيار نازلتر و براي افراد بسيار كوچكتر هم مشابه با آنچه براي امام علي رخ داده است تكرارشدني است. و امروز كار ما پس از سالها سر به آستان عبوديت سائيدن و نشان دادن ارادت به ساحت ائمه معصومين عليهم السلام و خدمت به مردم به جايي رسيده است كه حتي بعضي كه هنوز ابهامات و شايعات مربوط به شهيد قنبري يكي از فرماندهان سپاه و نيز گزارش مديركل نظارت و بررسي رياست جمهوري در مورد مسائل مالي، اخلاقي و سياسي وي بر سرش سنگيني مي كند، ما را با كسرويها و تقيزادهها مقايسه و ضمن متهم كردن به اهانت به نمازگزاران و مردم آذربايجان، تهديد به واكنش و قيام مردم عليه بنده مينمايد!! اميدوارم قبل از اينكه گزارش مذكور در اختيار نمايندگان و خبرنگاران قرار گيرد، ضمير مرجع خود را يافته و ضمن پوزش نسبت به گزافهگوييها و اظهارات ناصواب و اكاذيب خود، انگيزه اصلي خويش را در روخواني از يك كتاب و انتساب نتيجهگيريهاي شخصياش به اينجانب بيان نمايد.
در خاتمه براي پايان دادن به غائلهاي كه غوغاسالاران و هوچيگران به راه انداختهاند دو پيشنهاد خود را به شرح زير بيان ميكنم:
اول- نظر به اينكه اكاذيب مطرح شده در تريبون نماز جمعه عليه من از طريق صداوسيما پخش شده است بر اساس بديهي ترين حقوق شهروندي و به عنوان نماينده اين ملت مصرانه ميخواهم كه ترتيبي داده شود تا از طريق صداوسيما مستقيماً با مردم سخن بگويم تا همگان مطلع شوند كه در پس معركه گيريهاي اخير چه اهدافي نهفته است؟
دوم- چنانچه هنوز هم برخي از كساني كه از طريق تريبون نمازجمعه عليه من جوسازي كردهاند بر نظرات خود اصرار ميورزند پيشنهاد ميكنم كه در يك مناظره تلويزيوني حضور يافته و امكان مجادله احسن را فراهم سازند.

No comments:
Post a Comment